تبلیغات
فرهنگ تلاوت تحلیل آمار سایت و وبلاگ

فرهنگ تلاوت
قرآن به زندگی آرامش میبخشد
قالب وبلاگ
نظر سنجی
كدام قاری قاری مورد علاقه شما است











طراح قالب


امکانات وب


امام ابو محمد یعقوب بن اسحق بن عبدالله الحضرمى البصرى : دومین قارى بصرى (م 117 ت 205 هـ ق) ریاست قراء بصره پس از ابو عمرو به او منتهى شد و قراءت او در جامع بصره تا قرن نهم یعنى تا زمان ابن جزرى رعایت مى شده .

راویان او : 1 ـ ابوعبدالله محمد بن المتوکل اللؤلؤى البصرى ملقب به رویس (م 238) 2 ـ ابوالحسن روح بن عبدالمؤمن الهذلى بصرى نحوى (م 234) که هر دو بدون واسطه قرآن را از یعقوب روایت کرده اند .
بسمله

یعقوب در ابتداى به قراءت از اول سوره ها (غیر از توبه) بسم الله را خوانده، و همچنین در وصل آخر سوره ناس به اول سوره فاتحه بسم الله را خوانده است . ولى در بین دو سوره آخر سوره اول را به اول سوره بعدى بدون بسم الله به دو طریق به سکت یا وصل قرائت نموده است، و در چهار سوره الزهر یا با بسم الله به دو طریق به سکت یا وصل قراء نموده است، و در چهار سوره الزهر یا با بسم الله وصل نموده یا به سکت بین آنها خوانده، و بین انفال و توبه را مثل همه قراء به وقف با سکت یا وصل ادامه قراءت داده است .

مد

یعقوب مد منفصل را به قصر، و مد متصل را به توسط کشیده، و مد لازم را مثل قراء به اشباع خوانده .

هاء ضمیر

یعقوب هاء ضمیر جمع مذکر یا مؤنث یا مثنى را که بعد از یاء ساکنه واقع شده باشند به ضم هـ خوانده است .

مثل : عَلَیهُمْ ـ اِلَیهُمْ ـ لَدَیهُمْ ـ فیهُم ـ یزَکّیهُم ـ مِثلَیهُم ـ عَلَیهُنَّ ـ اِلَیهُنَّ ـ فیهُنَّ ـ لَدَیهُنَّ ـ عَلَیهُما ـ فیهُما .

و به روایت رویس، در کلماتى که به جهت جزم یا بناء یاء آن حذف شده نیز به ضم هـ در 15 موضع خوانده است و آنها : فَأتِهُم عَذاباً ـ وَاِن یأتِهُم ـ اِذا لَمْ تَأتِهُم (اعراف) یخْزِِهُمْ ـ اَلَمْ یأتِهُم (نور) اَوَ لَمْ یکْفِهُم (عنکبوت) ـ وَ اتِهُم ضِعفَین (احزاب) فَاستَفتِهُم (دو موضع صافات) وَ قِهُمْ عَذابَ ـ وَ قِهُمُ السَّیئاتِ (غافر) ولى در وَ مَنْ یوَلِّهِم (انفال) خلافى در کسر هاء ضمیر نیست .

میم جمعی

یعقوب در حرکت میم جمع واقع قبل از ساکن متابعت از قراءت خود در حرکت هـ آن دارد، اگر آنرا به ضم قراءت کرده، میم را هم مضموم، مثل عَلَیهُمُ القِتالَ ـ یرِیهُمُ الله . اِلیهُمُ اثنَینَ و اگر هاء را مکسور خوانده میم را هم مکسور مى خواند، مثل : قُلُوبِهِمِ العِجْلَ، بِهِمِ الاَسْبابَ .

هاء ضمیر :

تؤدِّهِ الیکِ (دو موضع آل عمران ) و نؤتِهِ مِنها (دو موضع آل عمران و یک موضع شوری) و نُوَلِّهِ ما تَوَلّى وَ نُصلِهِ جَهَنَّمُ (نساء) فَالقِهِ اِلَیهُم (نمل) به حرکت کسره، و اختلاس آن (بدون صله) در هشت موضع ذکر شده، همانگونه که در یتَّقْهِ (نور) عمل کرده است .

وَ ارْجِهْ (اعراف ـ شعرا) را به همزه ساکنه بعد از ج و حرکت هاء آن به ضمه مختلسه اَرْجِئْهُ و در ما اَنسانیهِ (کهف) و عَلَیهِ الله (فتح) به کسر ها در آنها و فیهِ مُهاناً (فرقان) را به قصر ها خوانده است .

به روایت روح از یعقوب مَنْ یأتِهْ مُؤمنِاً (طه) را به سکون هـ ولى رویس آنرا به کسر، و قصر آن روایت کرده .

همچنین رویس هاء ضمیر در بِیدِهِ (در چهار موضع قرآن کریم) بِیدِهِ عُقْدَةُ النّکاحَ ـ غُرفَةً بِیدِهِ (بقره) بِیدِهِ ملکوت (مؤمنون ـ یس) را به کسر هـ و قصر حرکت آن خوانده است .

دو همزه قطع در یک کلمه :

به روایت رویس در دو همزه قطع که در یک کلمه قرار گرفته باشند به تسهیل همزه دوم بدون ادخال خوانده است، مثل : ءَاَنذَرتَهُم ـ ءَاَلِدُ ـ اَئِفْکاً ـ اَئِنَّکُم ـ اَؤُنَبِّئُکُم ـ ءَاُلْقِى و در کلمه ائمّه (در پنج موضع آمده) یک وجه تسهیل و وجه دیگر ابدال همزه به یاء مکسوره .

در روایت روح از یعقوب به تحقیق هر دو همزه در موارد فوق و امثال آنها و همچنین در کلمه ءَامَنتِم (اعراف ـ شعرا ـ طه) به همزه استفهام و تحقیق هر دو همزه، در روایت رویس مثل حفص به حذف همزه اول و در کلمه ءَاَعجَمیٌ (فصلت) روح به تحقیق هر دو همزه، ولى روایت رویس مثل حفص به تحقیق اولى و تسهیل همزه دوم است .

یعقوب اَئِنَّکُُمُ لَتَأتُونَ (اعراف) ءَاِنَّ لَنا (اعراف) ءَاَذْهَبْتُمْ طَیباتِکُم (احقاف) ءَاَن کانَ (قلم) با دو همزه بر استفهام در هر چهار مورد خوانده است، و در همزه دوّم رویس به تسهیل و روح به تحقیق طبق روش خود عمل کرده اند .

یعقوب در آنجا که همزه استفهام مکرر شده، مثل ءَاِذاکُنّا تُراباً ءَانّا را به استفهام در اول و اخبار در ثانى ءَاِذاکُنّا تُراباٌ اِنّا قرائت کرده است، ولى در موضع نمل (67) باستفهام در هر دو کلمه ءَاِذکُنّا تُراباً و ءاباءُنا ءَاِنّا لُمُخرَجُونَ و در عنکبوت (آیه 28 ـ 29) اِنَّکُم لَتَأتُونَ ... ءَاِنَّکُم لَتَأتُونَ را مثل حفص خوانده، ودر آنها روش رویس و روح در همزه دوّم بایستى دقت شود .

دو همزه قطع در دو کلمه :

در التقاء دو همزه قطع در دو کلمه اگر متفق الحرکه باشند، مثل : جاءَ اَمْرُنا ـ مِنَ السّماءِ اِنْ ـ اَولیاؤُ اُولئِکَ، یعقوب به روایت رویس فقط به یک وجه و آن تسهیل همزه ثانى بین بین خوانده و روح به تحقیق هر دو همزه روایت دارد .

و اگر در حرکت مختلف باشند : اگر اولى مفتوح و دومى مضموم یا مکسور باشد، مثل جاءَ اُمَّةً ـ شَهداءَ اِذْ به تسهیل بین بین همزه دوم، و اگر اولى مکسور و دومى مفتوح باشد، مثل مِنَ السَّماءِ اَوْ ابدال به یاء محض، و اگر اولى مضموم و دومى مفتوح باشد . مثل، السُّفَهاءُ اَلا ابدال به واو خالص، اگر اولى مضموم و دومى مکسور باشد، مثل یشاءُ اِلى به دو وجه تسهیل یا ابدال به واو خوانده است، و تخفیف در موارد یاد شده از تسهیل یا ابدال ـ به روایت رویس بوده و فقط در حالت وصلى است، و در ابتداء به آنها همزه به تحقیق خوانده مى شود . و روح راوى دیگر یعقوب باز به تحقیق هر دو همزه روایت کرده است .

یعقوب کلمه هُزُءاً (هرجا بیاید) و کُفُوْاً (اخلاص) را به همزه، و یضاهُونَ (توبه) را به ضم هـ بدون همزه، و مُرْجَؤنَ (توبه) تُرْجِئُ (احزاب) را به همزه مضمومه بعد از جیم خوانده .

کلمه اَللّائى (هرجا بیاید) بدون ى و با همزه خوانده : اَللّاءِ ـ و یاجوج و ماجوج (کهف ـ انبیا) را به ابدال همزه به الف و لا یلِتْکُمُ (حجرات) را به همزه ساکنه بعد از ى یأْلِتکُم خوانده است .

هاء سکت

را در وصل حذف نموده و در وقف به اثبات آن خوانده و آنها عبارتند : لَم یتَسَنَّه (بقره) اِقْتَدِه (انعام) کِتابِیه (دو موضع حاقه) حَسابِیه (دو موضع حاقه) مالِیهْ ـ سُلطانِیه (حاقه) ماهِیهْ (قارعه)، و در چهار مورد سکت به روایت حفص عِوَجاً قَیماً (کهف) مَرقدِنا هذا (یس) مَن راقٍ (قیمه) بَلْ رانَ (تطفیف) به ترک سکت، و ادغام نون من و لام بل در راء بعد آنها خوانده است .

به روایت رویس : مِنِ استَبرَقٍ (رحمن) را به نقل و حذف . عاداًنِ الاُولى (نجم) را به نقل حرکت همزه مضمومه به لام و حذف آن، و ادغام تنوین قبل در آن عادَ اللُّولى، و در وقف بر عاداً و ابتداء به بعد سه وجه جایز است : اَلاوُلى ـ اَلوُلى ـ لوُلى .

ادغامات :

یعقوب در ادغام صغیر نون را در واو یس و القرآن . ن و القلم ادغام کرده است و به روایت روح ذال را در تاء اِتَّخذتَّ ـ اَخَذتُّم ـ لَاتِّخَذتَّ ـ اتّخَذتُّم و بقیه صیغ آن ادغام نموده است . یعقوب در ادغام کبیر ب * ب وَ الصّاحِب بِّالْجَنْب (نساء 36) ن * ن اَتُمِدُّونّى بِمالٍ (نمل 36) و ت * ت فَبِاَى ءالاءِ رَبِّکَ تَّمارى (نجم 55) در حالت وصلى به ادغام و در ابتداء به آن تَتَمارى خوانده است .

به روایت رویس ک * ک در سه موضع : نُسَبّحک کّثیراٌ ـ نَذْکُرَکَ کّثیراً ـ اِنک کّنتَ بِنابَصیراً (طه 33 ـ 34 ـ 35) ادغام نموده است و ب * ب فَلا اَنساب بَّینَهَمُ (مؤمنون 101) و ت * ت ثُمَّ تَّفَکّروا (سبا 46) بلاخلاف در وصل ادغام به روایت رویس است و در ابتداء با دو تاء قراءت کرده .

و باختلاف از رویس شانزده مورد ادغام کبیر بیان شده است (بخلف عنه = دو وجه) : جَعَل لَّکُم 8 موضع در سوره نحل، لا قِبَل لَّهُم (نمل)، اِنّه هُّوَ چهار موضع (نجم)، لَذَهَب بّسَمعهم، وَ الکِتاب بّاَیدیهم وَ الکِتابِ بِّالحَقِّ (موضع اول) (20 ـ 79 ـ 176 بقره) که در صورت ادغام با سوسى موافقت کرده .

در تمام مواردى که در بالا روایت رویس گفته شد، روایت روح راوى دیگر از یعقوب به اظهار است .

فتح ـ اماله :

یعقوب کلمه مُجْریها (هود) را به ضم میم و بدون اماله خوانده، و کلمه اَعمى (موضع اول اسراء) کانَتْ مِنْ قَومٍ کافرینَ (نمل 43) را اماله کرده است، ولى رویس لفظ کافرین را هر جا آمده به اماله خوانده است . و روح به فتح آنها .

به روایت روح یعقوب یا را در یس اماله کرده، و روایت رویس به فتح آنست .

وقف بر مرسوم الخط :

یعقوب تاء تأنیث را اگر به ت کشیده نوشته شده باشد به هـ وقف کرده، مثل رحمت ـ نعمت ـ شجرت ـ ثمرت (تاء تأنیث که مدور نوشته شده همه قراء به هـ وقف نموده اند) . و به الف وقف کرده کلمه اَیهَ که در سه موضع بدون الف آمده (نور ـ زخرف ـ رحمن) و کلمه کَاَِّین را هر جا باشد بر ى وقف نموده، و کلمه یا اَبَتِ هر جا باشد به هـ وقف نموده، و کلمات لِمَ ـ فیمَ ـ مِمَّ ـ عَمَّ ـ بِمَ هر جا بیاید بر هاء سکت وقف کرده، و همچنین هِى و هُوَ را هم به هاء سکت وقف نموده است .

یعقوب نون مشدده ضمیر جمع مؤنث غایب را که در آنها هاء ضمیر قبل از نون واقع شده، مثل : هُنَّ ـ عَلَیهُنَّ ـ فیهُنَّ ـ فأمَتحنُوهُنَّ ـ مِنهُنَّ ـ حَمْلَهُنَّ ـ اِحدیهُنَّ به هاء سکت وقف نموده، ولى در نون مخفف در جمع مضارع مؤنث، مثل : یغْضُضْنَ ـ یحْفَظْنَ ـ وَ لْیضْرِِبْنَ ـ یرضعنَ ـ اَنْ یضَعْنَ وقف بر نون کرده است .

و همچنین بر یاء متکلم مشدد مبنى، مثل : عَلیَّ ـ اِلَیَّ ـ لَدَیَّ ـ بِمِصرِخِیَّ ـ بِیدَیَّ باضافه هاء سکت بر آنها وقف کرده است .

اما روایت رویس از یعقوب بر لفظ ثّمَّ (مفتوح الثاء) هر جا باشد و بر کلمات یا اَسَفى ـ یا وَیلَتى ـ یا حَسْرَتى با اضافه هاء سکت وقف نموده است .

تبصره ـ در وقف بر جمع مذکر سالم و ملحقات به آن، مثل العالَمینَ ـ المتقینَ ـ المُفلِحونَ ـ عِلیینَ ـ عَضینَ ـ همه قراء بر سکون نونِ وقف کرده اند و اصل در وقف همین است، و طیبة النشر براى یعقوب بخلف عنه وقف بر هاء سکت بمنظور بیان حرکت موقوف علیه یا طلب راحت در وقف نقل شده است .

وقف نموده یعقوب بر ما در فمالِ هؤُلاء (نساء) و مالِ هذا (کهف ـ فرقان) فَمالِ الَّذینَ (معارج) و به روایت رویس وقف بر اَیا در اَیاً ما تَدْعوا (در نشر وقف بر ما و ل در 4 موضع که لام جاره جدا از کلمه نوشته شده) در ایا و ما در اَیاً ما تَدعُوا را از جمیع قراء صحیح دانسته است) و بر کلمه وَیکَاَنَّ وَ یکَانَّهُ (قصص) بر کل کلمه وقف کرده است .

یعقوب به اثبات ى وقف نموده بر کلماتى که یاء ساکن (غیر تنوین) آنها در درج کلام حذف شده، و آنها در یازده کلمه است که در هفده موضع از قرآن کریم آمده است، وعبارتند از : وَمَن یؤتِ الحِکمَةَ (بقره 269) ( که یعقوب آنرا به کسر ت خوانده) ـ وَسَوفَ یؤتِ اللهُ (نساء 146) وَاخشَونِ الیومُ (مائده 44) .

یقضِ الحَقّ (انعام 57) نُنْجِ المؤمنینَ (یونس 103) بِالوادِ المُقدَّسِ (طه 12 ـ نازعات 16) لَهادِ الَّذینَ (حج 54) وادِ النَّملَ (نمل 18) الوادِ الاَیمَنِ (قصص ـ 30) بهادِ العُمى (رومى ـ 53) یرِِدْنِ الرَّحمنُ (یس ـ 73) صالِ الحَجیمِ (صافات ـ 163) یناد المُنادِ (ق ـ 41) فَما تُغْنِ النُّذُرُ (قمر ـ 5) الجَوارِ (رحمن ـ 24 تکویر ـ 16) .

اشمام :

در اشمام خلط حرف به حرف رویس از یعقوب (مثل : حمزه ـ کسائى ـ خلف) تمام صادهائى که ساکن بوده و قبل از دال واقع شده اند، اشمام به ز کرده است، مثل اَصْدَقُ ـ یصْدِفُونَ ـ تَصْدِیةً ـ تَصدِیقَ ـ فَاصْدَعْ ـ قَصْدُالسَّبیلِ ـ یصْدِرَ الرِّعاءُ .

همچنین رویس، اشمام حرکت به حرکت را در افعال قیلَ (هر جا باشد) غیضَ الماءُ (هود) وَجئَ بِالنَّبیینَ (زمر) وَجئَ یومَئذٍ (فجر) حیلَ بَینَهُم (سبا) سیقَ (دو موضع زمر) سیئَ بِهِم (هود ـ عنکبوت) سیئَت (ملک) اجرا نموده است .

یاءات اضافه (ضمیر متکلم)

مَعى اَبَداً (توبه) مَعى اَوْ رَحِمْنا (ملک) یدى اِلَیکَ ـ اُمّى الهُینِ (مائده) اَجرى الّا (در مواضع نه گانه اش) یا عِبادِى الَّذینَ (عنکبوت ـ زمر) بَیتى (بقره ت حج ـ نوح) وَجهى (آل عمران ـ انعام) مَعى (در تمام مواضع نه گانه اش) ولى علیکُم (ابراهیم) وَ لى فیها (طه) وَلى نَعجَةٌ ـ لى مِنْ عِلمٍ (ص) وَ لى دینِ (کافرون) وَ مالى لا اَرى (نمل) مالى لا اَعْبُدُ (یس) تمام موارد یاد شده را یعقوب به اسکان ى در آنها خوانده .

و یعقوب عَهدِیَ الظّالمینَ (بقره) بَعدِى اسمُهُ (صف) وَ مَحیاى (انعام) را به فتح ى در آنها خوانده است .

و به روایت روح، یا قَومِى اتّخذُوا (فرقان) را به فتح ى و رویس به سکون آن، و روح لِعِبادى الَّذین امنُوا (ابراهیم) را به سکون ى خوانده است .

تبصره : یعقوب کلمه لا خَوفٌ (با تنوین ضمه) که در 14 موضع آمده تمام را به فتح فاء لاخَوفَ خوانده است .

یاءات زوائد :

یعقوب در هر حال (وقف وصل) به اثبات ى خوانده کلمات : فَارْهَبُونِ فَاتَّقُونِ ـ وَلاتَکفُرُونِ ـ الدّاع اِذا دَعانِ ـ وَالتَّقُونِ یا اولى (بقره) مَنِ اتَّبعنِ ـ وَاَطِیعُونِ ـ خافُونِ (آل عمران) وَ اخشَونِ وَلا (مائده) وَ قَد هَدَینِ (انعام) ثُمَّ کیدُونِ ـ فَلا تِنظّرُونّ (اعراف) وَ لا تُنظِرُونَ ـ یومَ یأتِ (هود) فَارسِلونَ ـ وَ لاتَقرَبونِ ـ تُؤتونِ ـ اَنْ تُفَنِّدونِ ـ (یوسف) و المُتعالِ ـ مَتابِ ـ عِقابِ ـ الیهِ مأب (رعد) وَعیدِ ـ بما اَشرَکتُمُونِ ـ دُعاءِ (ابراهیم) فَلا تَفضَحُونِ ـ وَلاتُخزُونِ (حجر) فَارهَبُونِ فَاتَّقُونِ (نحل) اَخَّرتَنِ ـ فَهو المُهتَدِ (اسراء) ـ اَن یهْدِینِ ـ اِن تَرَن فَاتَّقِونِ (نحل) اَخَّرتَنِ ـ فَهُوَالمُهتَدِ ـ اَن یهدِینِ ـ اِن تَرَنِ ـ اَن یؤتِین ـ کُنّا نَبغِ ـ اَن تُعَلِّمنِ (کهف) اَن لا تَتَّبِعَنِ (طه) فَاعبدِونِ (دو جا) فَلا تستَعجِلُونِ (اَنبیاء) وَالبادِ ـ نَکیرِ (حج) وَکَذَّبوُن (دو جا) فَاتَّقُونِ ـ اَن یحْضُرُونِ ـ رَبِّ ارجِعُونِ ـ وَ لا تُکلمِونِ (مؤمنون) اَنْ یکذِّبُونِ ـ اَن یقتُلُونِ ـ سَیهْدینِ ـ فَهِوَ یهدینِ ـ یسْقینِ ـ یشْفینِ ـ یحْیینِ ـ اَطیعُونَ (8 جا) کَذَّبُونِ (شعرا) حَتّى تَشهدونِ ـ اَتُمِدُّونّى (نمل) اَن یکذِّبُونِ ـ اَن یقتِلِونِ ـ (قصص) فَاعبِدِونِ (2 جا) (عنکبوت) کَالجَوابِ ـ نَکِیرِ (سبا) نکِیرِ (فاطر) وَ لا ینْقِذُونِ ـ فَاسمَعُونِ (یس) لَتُردین سَیهدِینِ (صافات) عَذابِ ـ عِقابِ (ص) فَاتَّقِونَ (زمر) التَّلاقِ ـ التَّنادِ ـ عِقابِ ـ اتَّبِعُونِ اَهدِکُم (غافر) الجوارِ (شوری) سَیهدینِ ـ اَطیعُونِ وَ اتَّبِعُونِ (زخرف) اَن تَرجُمُونِ ـ فَاعتَزِلونِ (دخان) وَعید دوجا وَ المنادِ (ق) لِیعبُدُونِ ـ ان یطعِمُونِ ـ فلا تَستَعجِلُونِ (ذاریات) یدعِ الدّاع ـ اِلى الدّاعِ ـ وَنذُرّ ـ شش موضع (قمر) نَذیر ـ نَکیرِ (ملک) اَطیعُونِ (نوح) ـ فَکِیدِونِ (مرسلات) وَ اِذا یسْرِِ ـ بِالوادِ ـ اکرمنِ ـ اَهانَنِ (فجر) .

فماءَ اتینِ الله (نمل) فَبَشِّر عِبادِ (زمر) را یعقوب به اثبات ى در وقف خوانده، و در وصل فَماء اتینِ بروایت روح به حذف ى و بروایت رویس به اثبات آن مفتوحاً خوانده است .

به روایت رویس یا عباد فَاتَّقُون، یا عبادى در هر حال قراءت یعقوب است و روح به حذف ى در هر حال .

التقاء ساکنین :

یعقوب با کسره، ساکن اول را به ساکن دوم وصل نموده است، ولى موقعى که ساکن اَوْ باشد به ضم به ساکن دوم وصل نموده است، مثل : اَوُ خْْْْْْْْْْْْْْرُجُوا ـ اَوُ ادْعُوا ـ اَوُ انْقُصْ .

خلاصه

روش یعقوب اثبات جمیع یاءات زائده است در وصل یا وقف چه در وسط آیه باشد یا آخر آیه و استثناء آن در مَن یتَّقِ وَیصبِر (یوسف، 90) در هر حال به حذف آن، و در یا عِبادِ فَاتَّقِونِ (زمر، 16) که روایت رویس اثبات، و روایت روح حذف در هر حال است . وَفَما اتینِ (نمل) که یعقوب در وقف به اثبات ى و در وصل رویس به فَتح و روح به حذف ى خوانده اند . فَبَّشِّر عِبادِ (زمر) به اثبات ى در وقف خوانده است .




منبع:وبسایت قاریان



طبقه بندی: آموزش،
[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ سید محمد مهدی حسینی ]
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت شما.
هدف از ثبت این وبلاگ ترویج فرهنگ قرآنی و مذهبی است.مطالب این وبلاگ بیشتر درمورد تلاوت قرآن میباشد که مطمئنا یکی از رها های ترویج قرآن و مفاهیم آن تلاوت است.متاسفانه امروزه نوجوانان و جوانان ما کمتر به دنبال فرآن هستند و خواندن آن برای آنها یک چیز غریب است.امیدواریم که آنها متوجه اشتباه خود بشوند و با قرآن مانوس شوند تا مورد رحمت حق قرار گیرند.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :